الشيخ محمد علي الگرامي القمي

21

فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)

6 - علمى كه درباره‌ى خدا و امور مجرد بحث مىكند « 1 » 7 - بحث از حقيقت به قدر امكان است 8 - بحث در حقيقت اشياء و ارتباط آن‌ها 9 - استكمال نفس انسان با فراگرفتن حقايق جهان به ترتيب واقعى 10 - تشبّه به حضرت بارى به وسيله‌ى علم به حقايق جهان 11 - تحول انسان از يك موجود مادى به جهانى عقلى و ذهنى شبيه جهان عينى خارج 12 - يك سلسله مسائل بر اساس برهان و قياس عقلى كه از مطلق وجود و احكام آن بحث مىكند 13 - همان ايمان است كه در آيه‌ى كريمه‌ى « والمؤمنون كل آمن بالله وملائكته وكتبه ورسله . . . » آمده است 14 - علمى كه بحث از موجود بما هو موجود مىكند . 15 - استكمال نفس انسانى با شناخت حقايق موجودات ، آن طور كه هستند و تحقيق بود و وجودشان به مقدار امكان با برهان ، نه با ظن و گمان و تقليد 16 - نظم عقلى و ذهنى دادن به جهان به مقدار وسع انسان ( اين دو تعريف از صدرالمتألهين است ) 17 - هر علمى كه با روش قياسى تحقيق مىشود و تجربه در آن راه ندارد « 2 » 18 - نظرياتى درباره‌ى جهان كه در علمى خاص مطرح نيست « 3 » 19 - تحقيقات نظرى درباره‌ى موضوعاتى كه هنوز شناخت دقيق آن‌ها امكان‌پذير نيست « 4 » 20 - بحث در موضوعاتى كه نمىدانيم ( چون از دور از حس و منطق معمولى است ) و علمى چيزى است كه مىدانيم « 5 » 21 - اكتشاف يك عده

--> ( 1 ) - / پيداست كه اين تعريف با سوء تفاهم از مابعد الطبيعه به وجود آمده است . خيال كرده‌اند مابعدالطبيعه يعنى بحث از ماوراء طبيعت ، در حالى كه ديديم اين نام گذارى صرفاً به خاطر اين بود كه ارسطو اين مسائل را پس از بحث طبيعيات و بدون نام و نشان خاصى ذكر كرده بود . اين تعريف از برخى غربىها مىباشد ( 2 ) - / اين تعريف هم از برخى غربىها است و شامل منطق و اخلاق و رياضيات و . . . نيز مىشود ( 3 ) - / اين هم از اروپائيان است ( 4 ) - / اين را برتراندراسل در مصاحبه‌اش با وايت مىگويد ( 5 ) - / اين را هم راسل گفته است